![]() |
![]() |
|
|
هرکه را از دور می بینم گلویم خشک می شود، می ترسم نکند این بار اشتباه نگرفته باشم !!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم بهمن 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
یک زمانی کوه بودم ! حالا دیگه آدم شدم می رسیم به هم . . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم بهمن 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
سرم سنگینی می کند بر تنم، پس کو شانه ات ؟؟ رکورد نبودنت شکست بهت تبریک میگم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم آذر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
زمین به طرز مشکوکی گرد است ، از هر طرف که می روم لیز می خورم تا کناره های تو ...
با تقدیر تبانی کرده ای می دانم !! اما این را هم می دانم که به کودکیم هم اگر برگردم ، تو همان شیشه ی شیر گمشده ام می شوی ..! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
من که خواب ندارم ، اما خیالم تخت است تو راحت بخواب . . . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
گروه خوني شعرهايت o- است آنچه را مي گيرد به كسي نمي دهد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
چه زود نبودنت را اعلام کردی
چه گستاخانه حرف از آغوش دیگری می زنی من هستم ولی این زندگی نمی خواهد باشم ، درک کن اگر درک کردی ، جایت را پیدا کن حال یا در آغوش و نیمه من باش یا آرزو کن بمیرم تا اختاپوسی نباشم که تو نگرانش هستی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
نیستنت کابوس است !!!
من به رسم خود
آمدم کسی نبود ، یا شاید نخواست باشه کابوسهایت را هم گستاخانه بافته ای . . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
تو که رشته هایت را بافته ای به سبک خیالت تو خوب و من بد تو لیلی و من دیو تو منتظر و من بی خیال تو وجود و من بی وجدان ، خوش نقش بافته ای فرشته من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
نمی خواهی دیگر ؟؟ به آرزویت رسیدی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
نیم رخت را بیشتر دوست دارم ، عیب هایت را نصف می کند. . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
از هر راه که میرم تا به تو نزدیک شم (یا نشون بدم به یادتم ) به غلط کردن می افتم دیگه نمیخوام بازهم غلط کردم !! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
باید یک شب لنگه کفشم را در خواب هایت جا بگذارم شاید تو پیدایم کردی. . .
پ ن : شاید بگی چرا یک روز می آیی و بی دلیل یک روز می روی ! شاید تو اصلا خواب هم نمی بینی !!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
در خواب و خیالم باز تو پاچه می گیری ، آخر این چه اخلاق سگیست که داری ؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری ، نه زیار انتظاری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
آن روز كه فرمان مي دهي اسرافيلت در صورش بدمد.... من مي مانم و تو ! شايد براي سوالهايت بي پاسخ باشم... ولي بعد نوبت من است ! من مي پرسم و تو پاسخگو باش ! لطفا ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
زمانی قسمهای راست من به جان تو بود ولی امروز حتی حالم را هم که نمی پرسی هیچ حالم را هم می گیری خوشحالی ؟؟!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
دلتنگیهایت را آسیاب کن ! دون کیشوت هنوز دیوانه است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
سکوت می کنم به اندازه بزرگی دنیا به بزرگی هیچ ! منتظر یک انفجار بزرگ شاید که دنیای جدیدی متولد شود که به واژه هایم رنگ عادت نپاشد دنیایی که سهم من از هیاهو گوشی باشد که صدای سکوتم را بشنود ...! . تو هیچی از من نمی دونی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
تو همیشه دو دل داشتی و نیامدنت شیری بود که صورت آمدنت را خط می انداخت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می کنی خاری به خود می بندی و ما را زسر وا می کنی از تیر کج تابی تو ، آخر کمان شد قامتم کاخت نگون بار ای فلک، با ما چه بد تا می کنی ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را با دوست هم رحمی ، چو با دشمن مدارا می کنی آتش پرید از تیشه ات امشب مگر ای کوهکن از دست شیرین درددل با سنگ خارا می کنی با چون منی نازک خیال ،ابرو کشیدن از ملال زشت است ای وحشی غزال ، اما چه زیبا می کنی امروز ما بیچارگان امید زفردائش نیست این دانی و با ما هنوز ،امروز و فردا می کنی دیدم به آتش بازیت ، شوق تماشایی به سر آتش زدم در خود بیا گر خود تماشا می کنی آه سحرگاه تو راای شمع مشتاقم به جان باری بیا گر آه خود با ناله سودا می کنی ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا می کنی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
بی قرارتر از همیشه مسواک می زنم دندانه های ساعت را |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
به نفع خدا کنار میکشم حالا خود دانی و خدای خود.. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
برای ندیدنت دیواری می کشم به بلندی سقف آرزوهایم ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
قصه مادر بزرگ درست بود، همیشه یکی بود یکی نبود ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
یکی دو ثانیه انگار پرده ها افتاد نگاه می کنم، این بار هرچه باداباد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید.. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
هزار چند سال است که مردی در انتظار ۳۱۳ مرد است عجبا که مرد شدن چقدر زمان می برد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
بر می گرده
بر نمی گرده بر می گرده بر نمی گرده بر می گرده بر نمی گرده آقا ! شما دانه تسبیح اضافه دارید ؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
تو من را از کنجکاوی انداخته ای ، می ترسم دیگر دست توی هیچ سوراخ جدیدی نکنم !
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت توسط KAKTOS |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هرآنچه که من دارم یک صداست
که با آن گره های کور دروغ را بگشایم و صداقتم را با فریاد به آسمان برسانم هیچ کس را یارای تنها زیستن نیست برای گریز از تنهایی هیچ چاره ای نیست جز اینکه یکدیگر را دوست بداریم چون خواهیم مرد پس باید همدیگر را دوست بداریم همه می میریم. (kaktos) |
| پیوندهای روزانه |
|
استخاره آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار روز بیوگرافی هنرمندان دانستنیها عکس هنرمندان و..... شعر و دکلمه های زیبا |
|
RSS
|
افراد آنلاين: نفر